حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
مقدمه 17
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
اين بود كه مراقب اجاق خانواده بوده نگذارد آتش آن خاموش شود اجاق خانواده در جاى معيّن واقع و مورد احترام بود . عدّه طبقات چنان كه از آوستا ديده مىشود سه بوده : روحانيّون - مردان جنگى - برزگران ولى در عهود بسيار قديم طبقه روحانيّون وجود نداشت و اجراى آداب مذهبى و قربان كردن را رؤساء خانوادهها بر عهده داشتند شكل حكومت ملوك الطّوايفي بود : از چند خانواده تيرهاى تشكيل ميشد و مسكن آن ده بود كه ( ويس ) ميگفتند و از چند تيره عشيره يا قبيله تركيب مييافت و محل سكناى آن بلوك بود كه در آن زمان ( گئو ) ميناميدند و چند عشيره قوم يا مردمى را تشكيل مينمود و محل سكناى آن را كه ولايت بود دهيو ميگفتند رؤساى خانوادهها رئيس تيره و رؤساى تيرهها رئيس قبيله را انتخاب ميكردند رئيس قوم يا ولايت نيز در اوايل انتخابى بود ولى چون فرماندهى لشگر را در موقع جنگ به عهده داشت بعدها بر اختيارات خود افزود ولى نه باندازهاى كه اختيارات رؤساى خانوادهها و رؤساى تيرهها بكلّى ملغى گردد رئيس تيره را ويسپت و رئيس قوم يا مردم را دهيوپت ميناميدند وقتى كه چند مردم يا چند ولايت در تحت حكومت يكنفر واقع ميشدند او را شاه بزرگ ميخواندند دهيوپتها في الواقع امراء يا پادشاهان كوچكى بودند كه نسبت بشاه بزرگ حال دستنشاندگى داشتند اينها ميبايست باجى بدهند يا هدايائى بدربار بفرستند و در موقع جنگ سپاهى براى شاه تهيّه نمايند اكثر از پهلوانان داستانهاى قديم ما دهيوپتهائى بودند كه هر كدام حكومت ولايت يا ايالتى را بطور موروثى در خانواده خود داشتند از دولتهائى كه آريانهاى ايرانى در ازمنهء تاريخى تشكيل نمودهاند و ذكر آنها در ذيل خواهد آمد دولت اشكانى از حيث شكل حكومت بدولتهاى آرياني در زمانهاى قبل از تاريخ بيشتر شباهت دارد و بنابراين اگر بخواهيم